رخسار جهان از غم دوران عاریست
دوران گل و شراب و شب بیداریست


برخیز و غزل بخوان که عصاره ی عشق
در تک تک رگهای طبیعت جاریست


در عید کهن سال همایونی مان
غمهای جهان شد همه افسونی مان


صد شاخه گل سلام از جنس بهار
تقدیم به همرهان قندونی مان

شعر از مصطفی حسینی بروجنی