بروجن: به بام ایران بروجن خوش آمدید.
بروجن در کشور ایران و در استان چهارمحال و بختیاری در شهرستان بروجن و جزء بخش مرکزی است.
استان چهارمحال و بختیاری با مساحت ۱۶۵۳۲ كیلومتر مربع در بخش مركزی كوه های زاگرس واقع شده است. از شمال و شرق به استان اصفهان، از غرب به استان خوزستان، از جنوب به كهکیلویه و بویر احمد و از شمال غرب به استان لرستان محدود است. بر اساس آخرین تقسیمات سیاسی كشور، استان چهار محال و بختیاری دارای ۶ شهرستان ۲۴ شهر و ۱۵ بخش و ۳۴ دهستان میباشد. این منطقه دارای یك درصد از كل وسعت ایران میباشد كه در بستر سلسله جبال زاگرس واقع شده است. با وجود مساحت كم، ده درصد از منابع آب كشور را در اختیار دارد. به علت ماهیت كوهستانی مرتفع و قرار داشتن در مسیر بادهای مرطوب مدیترانهای، این استان دارای بارش نسبتا مناسبی می باشد. ریزشهای جوی، برف و باران منشا سرشاخههای رودخانه كارون و زاینده رود هستند. بروجن از جمله شهرهای مهم چهار محال و بختیاری است که در دشتی به وسعت حدود ۵۸۰ كیلومتر مربع در شرقی ترین نقطه منطقه و در محل تلاقی راه های سه استان چهار محال و بختیاری، اصفهان و فارس قرار گرفته است. این شهرستان به دلیل دیدنی های فراوانی که در خود دارد در سال های اخیر به صورت یکی از قطب های گردشگری استان در آمده است. شهر زیبای بروجن با در اختیار داشتن طبیعت زیبا و بكر، در فصول بهار، زمستان و تابستان، پذیرای مسافران و توریست های داخلی و خارجی است و اكوتوریسم این شهر از جاذبههای بارز آن محسوب میشود. بروجن منطقه ای سردسیر و ییلاقی و دارای چندین مرغزار است که مهمترین آنها عبارت اند از : دشت حلوایی ، دشت سفید (سفید دشت )، و تالاب چِغاخور (در کنار دهکدة چغاخور یا چقاخور که رود چغاخور از آنجا سرچشمه می گیرد). رشته کوههای زاگرس مرکزی در آن امتداد دارد و مهمترین کوههای آن عبارت اند از : رشته کوه بر آفتاب (بلندترین قله : ح 028 ، 3 متر) با جهت شمال غربی ـ جنوب شرقی در مغرب شهر بروجن و در قسمت شرقی شهر بلداچی ؛ سیاه سرد (بلندترین قله : ح 831 ، 2 متر) در جنوب شهر بروجن و در قسمت شرقی شهرستان ؛ و کوه گندمان (بلندترین قله : ح 121 ، 3 متر) در بخش گندمان در امتداد کوه برآفتاب . رود چغاخور، و سرشاخه های رود کارون به نامهای آق بُلاغ و سولْکان و آب وَنْک در آن جریان دارد و زمینهای مزروعیش عمدتاً با قناتهای متعدد آبیاری می شود. محصول عمدة آن گندم و جو است . از صنایع دستی دارای قالیبافی و ریسندگی و بافندگی الیاف و نمدمالی و قالیچه نمد و کلاه نمد و گیوه وپولکی و نبات و از سوغات آن کشک و قارا و دوغ محلی و کره حیوانی و روغن حیوانی و قالی و قالیچه و گیوه و گز است . در کوههای آن کتیرا، اَنغوزه و گز انگبین یافت می شود. پرورش زنبور عسل در آن رایج است . کوهها و دشتهای این شهرستان از شکارگاههای معروف ایران به شمار می آید. تیره هایی از ایل هفت لَنْگ بختیاری ، مانند بابادی و بِهْداروند، و همچنین تیره هایی از طوایف دره شوری قشقایی در آن ییلاق دارند. راه اصلی شهرضا (قمشه ) ـ بروجن ـ شهرکرد از آن می گذرد. گردنة حلوایی در جنوب غربی شهر بروجن بر سر راه بلداجی واقع است. نام دیگر این شهر بام ایران و نام قدیمی اورجن می باشد. از نظر جمعیت دارای ۸۵٬۳۷۷ نفر در سال۱۳۸۵ می باشد
زبان گفتاری این شهر فارسی می باشد. در حقیقت مردم شهر بروجن به زبان فارسي و بختياري تکلم ميکنند و در قديم لهجهاي مخصوص به اين شهر هم وجود داشته که چند شاعر محلي هم به اين گويش اشعاري سروده و مي سرايند و اين لهجه را به طور کامل، تنها در همان اشعار ميتوان يافت و لهجه مردم با آن متفاوت ميباشد . همه مسلمان و دارای مذهب شیعه می باشند. کد این شهر۳۸۲ است.
از نظر جغرافیای طبیعی دارای مساحت۲۵۱۳ کیلومتر مربع می باشد و ارتفاع از سطح دریا بروجن ۲۱۹۷ متر می باشد. سوغات بروجن نمد و قالیچه نمد و کلاه نمد و گیوه و کشک و قارا و دوغ محلی و کره حیوانی و روغن حیوانی و پولکی و نبات و قالی و قالیچه و گیوه و گز می باشد.
بروجن(اورجن) در شهرستان بروجن كه يكي از شهرستانهاي استان چهارمحال و بختياري است و در عرض جغرافيايي(۵۱ درجه و ۱۸ دقيقه شرقي) و طول جغرافيايي (۳۲ درجه شمالي) قرار دارد. ارتفاع اين شهرستان از سطح متوسط دريا ۲۱۹۷ متر است. بروجن در بخش مرکزی شهرستان بروجن واقع است. این شهر در دشتی به وسعت حدود ۵۸۰ کیلومتر مربع در شرقیترین نقطه استان قرار گرفتهاست. جمعیت این شهر بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ برابر با ۸۵۳۷۷ نفر بوده است. بروجن مرتفع ترین شهر ایران می باشد و آن را بام ایران می نامند.
تاریخچه بروجن:
نجفقلی خان صمصام السلطنه بختیاری:
تاریخ دقیق اسکان در این مکان مشخص نیست، هرچند قدیمیترین تاریخ مسجل برای بروجن را میتوان بر اساس سنگ مزاری که چندی پیش در این شهرستان با تاریخ فوت متوفی به سنه ۱۰۰۴ هجری قمری (۹۷۴ هجری شمسی) یافت شده محاسبه کرد. بروجن شهری جدید است و در دورة ناصری دهکده ای بیش نبوده است. به نوشتة اعتمادالسلطنه در زمان او قریة بروجن تیول حسینقلی خان ایلخانی به شمار می آمد و وی قدری از اراضی آن را خریده بود. جمعیت بروجن در آن دوره به هزار خانوار می رسید و سه مسجد و سه رشته قنات داشت ، مالیات آن 930 تومان بود و هر سال دویست خروار بذرافشان داشت (همانجا). بروجن در آن زمان محل داد و ستد و بازار اتراک و الوار محسوب می شد. تاریخ مرکزیت جمعیت به حدی که بتوان آن را شهر نامید به زمان نهضت مشروطیت وتجمع بختیاریها در این شهر برای فتح اصفهان و سپس فتح تهران میرسد. در سال ۱۲۸۷ هجری شمسی صمصام السلطنه بختیاری با هزاران نفر سوار وارد بروجن شد و پس از آن عزم اصفهان کرد.
وجه تسمیه بروجن:
سرشته اند ز حب الوطن چو آب و گلم
نوشته اند بدین دفتر، از زبان دلم
به دستم آینه دادند ز آفتاب و مباد
که بند مهر بروجن ز پای دل گسلم
در مورد وجه تسمیه شهر بروجن نظرات، متفاوتی وجود دارد:
در کتاب سفرنامه ناصر خسرو بروجن به نام "ارجان" یا "ارغان" یاد شده که ساکنان آن از منطقه ای مابین سرحدات بختیاری و بهبهان کنونی به این مکان آمده و سکنی گزیدند. در این خصوص مطالعات بسیار زیادی صورت گرفته و حتی به کمک علم تیپ شناسی(مرفولوژی) و ادله و اسناد تاریخی این وجه تسمیه اثبات شده است.((ارجان)) تا پایان قرن هفتم هجری به همین نام بود و از غربی ترین ایالات فارس محسوب می شده که جغرافیانویسان از آن به عنوان شهری با مردمی فرهنگی و اهل علم یاد کرده اند که پس از آن به مناطق گوناگونی از جمله بروجن مهاجرت کرده اند.
راجع به پیدایش بروجن از ایل لک(شعبه ای از ایل قشقایی فارس) و دسته ای از کردستان به نام نجارها مطالبی عنوان شده که در زمان کریم خان و بعد از آن این دو دسته شروع به ساختن قلعه و برج می نمایند که بعدها به نام ((برجیها)) معروف می گردند.چنانچه در کتاب ((مرآت البلدان)) صنیع الدوله نیز به قریه((بروجن)) به عنوان آبادی قابل توجه و بزرگی در اواخر دوران قاجاریه اشاره گردیده است.
((اورجی)) وجه تسمیه دیگری است که ((جی)) را یکی از محال اسپاهان، صفاهان و اصفهان به معنی صاحب مردان نیک و پاک نام برده اند و ((اور)) به معنی سرزمین و شهر(که حداقل 2500سال قبل از میلاد)بر بسیاری از شهرها و روستاهای ایران اطلاق می شده است.
عدهای دیگر چنین اظهار نمودهاند که شهر اولیه در این محل به وسیله برج و باروهایی محصور بوده و به علت کثرت برجهای آن به نام بروجن یعنی دارنده برجهای فراوان نامیده شده است و بنا بر قول دیگری ساکنین بروجن قبل از پیدایش به صورت هفت خانواده در محله اوره که یکی از دهات بوده زندگی میکردند که در اثر ظلم و ستم خوانین از این مکان فرار نموده به مکان فعلی آمدند که این مکان به نام اوره جسته نامیده شد که به مرور زمان به اورجن و سپس به بروجن تغییر نام یافت.
جمعیت بروجن:
رشد جمعیت بروجن پس ازمشروطیت واز دهههای سوم و چهارم قرن حاضر آغاز شده و با توجه به موقعیت جغرافیایی آن که در محدوده تلاقی سه استان فارس واصفهان و چهارمحال بختیاری وسه ایل بزرگ بختیاری قشقایی و بویر احمد قرار گرفته از زمینه بسیار مناسبی برای توسعه برخوردار است. خصوصا اینکه یکی از شهرهای اصلی در مسیر ترانزیتی خوزستان به اصفهان نیز محسوب میشود.
مردم شهر بروجن امروزه به زبان فارسی تکلم میکنند و در قدیم لهجهای مخصوص به این شهر هم وجود داشته که چند شاعر محلی هم به این گویش اشعاری سروده و میسرایند و این لهجه را به طور کامل، تنها در همان اشعار میتوان یافت و لهجه مردم با آن متفاوت میباشد. بخشی ازمردم شهر وبسیاری از شهرهای اطراف بروجن به گویش بختیاری وترکی قشقایی صحبت می کنند. داراب افسر بختیاری (1279-1350) شاعرشهیر زاده این شهرستان است.همچنین آیتالله جهانگیرخان قشقایی (1206-1328) فیلسوف نامی جهان اسلام زاده این شهرستان است.
فرهنگ و هنر در بروجن:
بنیانگذار فرهنگ بروجن را میتوان مرحوم شهابالسلطنه (غلامحسین خان حاجی ایلخانی پسر دوم امامقلی خان حاجی ایلخانی رئیس ایل بختیاری )نامید که در سال ۱۲۷۴ مدرسهای وسیع با مرکز کاردستی تاسیس کرد که قبل از آن حتی در اصفهان چنین مدرسهای نبود و از استادان به نامی چون شیخ محمدطاهر نطنزی (مدیر) و سیدمیرحسین مجدالادباء و میرزاعبدالرحیم خان شیرازی، میرزاسیف الله خان (معروف به تیمسار) و یک معلم زبان انگلیسی که بلژیکی بود، استفاده مینمود و کلیه دروس فارسی و انگلیسی و برخی فنون و مهارتها در این دارالفنون کوچک تدریس میشد. مخارج این مدرسه را شخص شهابالسلطنه پرداخت می نمود. پس از ۲۹ سال این دبستان منحل و بعدها امیرقلی اشراقی در منزل خود دبستانی به نام دبستان ملی تأسیس کرد و چندین سال این مدرسه دایر تا اینکه در سال ۱۳۰۹ به دستور وزیر فرهنگ وقت یک ساختمان سه کلاسه در بروجن ساخته شد. بعدها مردم این مدرسه را جمالالدین نام نهادند. این همتها و تلاش افرادی چون ملاذوالفقار باعث گردید بروجن به شهری با سطح علمی بالا و تربیت پزشکان و متخصصان عالی رتبه دست یابد و هم اکنون نیز فارغالتحصیلان مدارس بروجن در خارج از استان و کشور به عنوان اساتید طراز اول مشغول خدمت هستند. علاوه بر آن در زمینه شعر و هنر نیز سرآمد بوده و از شعرا و استادان بنامی برخوردار است.
محله های بروجن:
این شهر دارای محله های بسیاری هست که برخی از آنها بسیار قدیمی و همراه با بافت سنتی می باشند. تعدادی از محله های قدیمی هنوز به همین نام پا برجای می باشند. برخی از محله های قدیم و جدید بروجن چنین نام دارند:
شهید رجایی_شهید باهنر_طوس_پاسداران_اردوبار_چهارصد دستگاه_کوی امام_پایین_مصلی_شهدا_سنگ سلف_گودال سیاسرد_فاطمیه_دانشسرا
شهر بروجن دارای سقاخانه است که در محله کاروانسرا قرار گرفته ، و اغلب زنان نذرهای خود را به آنجا می برند.
مراکز آموزشی و دانشگاهی بروجن:
بروجن دارای چندین دانشگاه و مرکز آموزشی است:
دانشگاه آزاد اسلامی واحد بروجن
دانشکده پرستاری و مامایی بروجن
آموزشکده فنی و حرفه ای پسران بروجن
صنایع دستی بروجن:
قالیهای پشم یلمهای و قالی وقالیچههای بختیاری بروجن بسیار مشهور است. در گذشته نیز گیوه این شهرستان شهرت کشوری داشتهاست.
آب و هوای بروجن:
از بروجن همواره به عنوان یکی از سردترین شهرهای کشور در گزارشها هواشناسی نام برده میشود
این شهرستان از لحاظ اقلیمی دارای شرایط نیمه مرطوب با تابستان معتدل و زمستان بسیار سرد میباشد. تعداد روزهای یخبندان در حدود ۱۲۲ روز در سال میباشد. حداقل مطلق دمای این شهر به 30- درجه میرسد و حداکثر مطلق دمای مشاهد شده به ۳۶ درجه سانتیگراد بالغ گردیدهاست. بارش سالانه این شهر بطور متوسط به ۲۴۳ میلی متر بالغ میگردد و دارای دو فصل خشک و مرطوب است. فصل خشک آن از خرداد تا شهریور ادامه دارد و فصل مرطوب آن از مهر ماه آغاز و تا اردیبهشت ادامه دارد. در مجموع بارش فصل زمستان به ۴۴ درصد و پاییز به ۳۲ درصد و بهار به ۲۴ درصد میرسد و تابستان ۱ در صد بارش را داراست.
بروجن یکی از مرتفعترین شهرهای کشور است که این خصیصه بروجن را از جهت محیط زیست حیوانی و گیاهی بسیار غنی و پر جاذبه نمودهاست.
چشمه سیاه سرد و تالاب چغاخور و آداب و رسوم اصیل بختیاریها از جاذبههای گردشگری این مناطق به شمار میآید.
چشمة سیاه سرد (سیاسرد) در شش کیلومتری جنوب شهر از تفرجگاههای معروف به شمار می آید. فضای سبز و چنارهای کهنسال ، چشمة سیاه سرد را به یکی از مراکز دیدنی تبدیل کرده است .